شنبه شانزدهم آبان 1388
خورشيد حرا/ سروده ی جواد نعیمی
آن خورشيد كه از حرا برآمد
همهي تيرگيها را بازشست
و سياهي جهالت را تاراند
و آن هنگام كه از دامنهي كوه
به پايين آمد
دامن نور و روشنايي مهر را
به پنجرهي سينهها سپرد
پس آن گاه
پرتو تابناكش
از دل قرنها گذشت
در ژرف ناي انديشهها نشست
و چشم جهان را به روي حقيقت گشود
اينك، آن خورشيد تابان
پيوسته در طلوع است
و هيچش غروب نيست!
آن رحمت مضاعف پروردگار ما
آن نور تابناك
جاودانه ميماند
تا نهال مهر، هم چنان ببالد
و نور، مثل باران
از آسمان ببارد
و زمين،
به نهايت رشد و شكوفايي خودش برسد.
یکشنبه سوم آبان 1388
سلام
شنبه دوم آبان 1388
شجاع و امین
محمد (ص) در مدرسه درس نخوانده بود و آن چه را ما دانش اکتسابی می خوانیم نداشت. این مسأله صحیح به نظر می رسد که محمد (ص) هرگز نوشتن نداشت ... امّا از اوان جوانی، او را به عنوان مردی فکور شناختند و معاشرینش آن حضرت را «امین» یعنی صاحب ایمان و امانت می خواندند.
او مردی راستگو و وفادار در آن چه می کرد و می گفت و در آن چه می پنداشت ، بود. آن چه حضرتش می فرمود، دیگران چون ورق زر یاد داشت یم کردند. مردی بود که در سخنگویی خوددار بود و هنگامی که چیزی برای گفتن نداشت خاموش می ماند. در صورتی که در حین لزوم صحبت، مصرّ، عاقل، و راستگو بود و همیشه موضوع را با روشنی و وضوح بیان می فرمود ، این است یگانه طریقۀ صحبت کردن که لایق گفتن است. د رسراسر عمرش می بینیم که رفتاری بسیار محکم و برادرانه داشت. شجاع بود، خلقی صاف و بی آلایش و حقیقی، و در عین حال مهربان، صمیمی و دقیق داشت
«توماس کارلایل»
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
سخنی از گاندی
احساس و عمل
حیات شخص پیغمبر اسلام (ص) به نوبه خود نشانه و سرمشق بارزی برای رد فلسفه عنف و اجبار در امر مذهب می باشد.
حضرت محمد (ص) پیغمبری بزرگ، و مردی شجاع بود و از کسی جز خدا نمی ترسید. هرگز ندیدند که چیزی بگوید و عملی غیر از آن به جا آورد. عمل وی برابر با احساسش بود. حضرت پیغمبر (ص) ثروت را اختیار نکرد با این که اگر یم خواست می توانست. هنگامی که خواندم که خود و خواندانش چه محرومیت هایی به طور اختیاری تحمّل کردندف اشک ها ریختم.
«مهاتما گاندی»
شنبه بیست و هفتم تیر 1388
سلامی از سر اخلاص!
بار الها ! سلام و درود فزاينده ي خويش را بر پيامبر والا ، سرور و سالار ما ، چراغ روشن جهان ، ستاره ي درخشان ، دارنده ي وقار وآرامش وفراخي سينه ، مدفون در شهر مدينه، بنده ي مورد تآييد و فرستاده ي استوار و سراسر رحمت ،برگزيده ي با عظمت ، ستوده ي بزرگوار، دوست پروردگار ، آخرين پيامبر ، سرور همه ي رسولان ، شفاعت كننده ي گناه كاران و رحمت براي همه ي جهانيان ، يعني حضرت محمد (ص) فرو فرست.
سلام و درود بر تو و خاندان پاكت ، اي رسول خدا ! اي پيشواي رحمت ، اي شفيع امت ، اي زداينده ي غم از دل ها ، اي حجت خدا ، اي آقا و مولاي ما! نگاه و توسل و التماس ما هماره به سوي شماست و دست هاي سرشار از خواهش و نيازمان ، پيوسته در دنيا و آخرت جوياي مهر و محبت ولطف وصفاي شما ! اي بزرگوار ! اي والا ! در پيشگاه خداي يكتاي توانا ، از ما شفاعت فرما !
ترجمه ي بخشي از دوارده امام خواجه نصير الدين طوسي
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
خجسته میلاد نور های مهر وایمان مبارک!
اي پيام آور عظيم الشان ! اي محمد بزرگ (ص) ، اي رسول مهرو معنا و دانايي ! تو ما را به قريه ي سرسبز و شكوهمند قر آن دعوت كردي و در هر" والليل" مارا به ميهماني "والنهار" بردي. تو با "اقرا" قرابتي ديرينه داشتي ودر مزارع انديشه"والتين والزيتون" مي كاشتي و"يا ايتهاالنفس المطمئنه" بر مي داشتي.تو در هودج " اياك نعبد" نشستي وبابراق " اياك نستعين " به معراج " اهدنا الصراط المستقيم "شتافتي و " صراط الذين انعمت عليهم " را در همه جاي گيتي گستراندي و" غير المغضوب عليهم ولا الضالين " را به همگان نشان دادي.
اي ياسين ! ما را به كوثر وجودت تهنيت باد. گام هاي تو بر گيتي مبارك و ميلاد خجسته ات براي همه ي جهانيان شادي آفرين است .
و اما تو اي امام همام ! اي اسوه ي انسان ، اي كوه وقار ، درياي دانش ، اقيانوس حكمت و فضيلت ، گستره ي رحمت و عبادت ! اي بنيان گذار نشر حقايق و توجه تمام به همه ي دقايق ، اي امام صادق ! بر تو نيز درود كه نخل وجودت چنان پر ثمر بود كه مذهب ما را با نامت مزين كرد.
طلوع خجسته ي خورشيد وجودت هم زمان با شكفتن گل زيباي محمدي بر همه ي اهل ولا مبارك باد.
سه شنبه ششم اسفند 1387
تسلیت برای رحلت جان گداز پیامبر خدا و دو فرزند گرامی ایشان
اکنون هیاهویی است در بیشه زار کلام! غوغایی است در فراسوی همه ی نبشته ها! تعزیه ای بر پاست در حریر نگاه ها! غلغله ای است در وادی حیرت! خونچکانی بال پروانگان؛ تنها منظر دیده های بی پناه است. بالش خواب ستارگان از رویای مصایب سرشار است! زیر چشم دل ها کبود ابتلای غم است!
هجرت سرداران نور، سالار مردان آفتابین، خورشید های سه گانه، سروران سپید اندیشه، در جالیز جان های ما بذر اندوه می پاشد!
رحلت جان گداز پیام آور نور و مهر و دانایی حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم و شهادت جان سوز فرزندان آن بزرگوار حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و خورشید تابناک خراسان حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیت و الثنا همه ی جان ها و جهان ها را به سوگ نشانده است!
با بلوغ عاطفه در رگ های قلمم همگام می شوم تا برای شما در این مصایب دشوار، نسخه ی صبوری بنویسم و از شما تقاضا کنم که برای من - وبرای خویشتن خویش – بال هایی آرزو کنید برای پریدن به ساحت کوی قدسی و سرشار از محبت حضرات مصطفی و مجتبی و رضا - که از زبان همه ی پاکان دنیا بر آن بزرگواران درودی بی انتها روا باد – و برای نوشیدن نور ناب نوازش های آن عزیزان!و برخورداری از سایه سار لطف و نگاه آنان.
