برانگیختگی اش از پایگاه نور و ایمان بود ورسالتش در مسیر روشنایی و برهان، در سایه سار کتابی هدایت گر.

در وجود گرامی پیامبر خدا- که از زبان همه ی پاکان بر او درود- از همان آغاز کودکی، چشمه های زیبای معنوی می جوشید و دست خداوند برسرش سایه می گسترانيد. ماجراهایی که به هنگام ولادت و نیز در روزگار کودکی و نوجوانی و درازای زندگانی پربرکت حضرت محمد(ص) به وقوع پیوست و او را به کمال رسانید، نشان می دهد که او از روحیه ای معناگرا، حق وجود و کمال طلب برخوردار بود. قلبی پاک، بی آلایش و پرصفا داشت. نه اهل لهو بود و نه به  بیهودگی ها روی خوش نشان می داد، بلکه به نیکی ها گرایش داشت و از هرچه پلیدی و آلودگی بود دوری می جست. خداخواهی، سرلوحه ی کار و زندگی اش بود. کینه توزی، بددلی و بدزبانی را دوست نمی داشت. آشنای محبوب و مهربان همگان به شمار می رفت و در حالی که قریش به پرستش بت ها افتخار می کردند، او به ستیزه با بت پرستی می پرداخت و سیر و سلوک و پرهیزکاری و خط بندگی را سیره ی خویش ساخته بود و برای این کار «حرا» را برگزیده بود.

«انتخاب این مکان از سوی رسول خدا(ص) نیز به این سبب بود که در این غار، امکان جدایی و بریدن کامل از همه ی مردم و بیگانگی با همه چیز، مگر انس با خداوند وجود داشت. انتخاب این غار از سوی آن حضرت به الهام خداوند بود، تا این ریاضت و عزلت مقدمه ای برای جهاد بزرگ او باشد و وی در غار، با دوامر زندگی کند: «بیم و سختی» هرچند پایان آن دوسعادت بخش خواهد بود.»

و همه ی این والایی ها و معناگرایی ها بود که او را شایسته ی وحی خداوند و شنیدن ندای آسمانی رسالت ساخت و به فرمان خدای یگانه و به وسیله ی جبريیل به مقام برترین و آخرین فرستاده ی حق، برای هدایت خلق برگزیده شد و سند جاودانگی اش در جهان انتشار یافت. هم چنان که جاودانه ترین کتاب را با دست های نورانی اش به جان و جهان هدیه داد.

و بدین گونه بود که محمد مصطفی (ص) حامل نورولوای برترین دین خدا شد و فرورفته در هاله ای از همه ی نیکی ها، رسالت بزرگ خویش را آغاز کرد. آن بزرگ مرد وارسته، این ماموریت شگفت و عظیم را با امر به خواندن- که می توان آن را سرآغاز دانایی تلقی کرد- آغازید و پی گرفت. بدیهی است که این «خواندن» خواندنی جهت دار و به اسم«رب» است و بر این اساس بر همه ی تلاش های هدایت گرانه، باید پرتو انوار حق بتابد و با یاد و نام خدا و در راه او صورت پذیرد- و البته هر کاری بایسته است که بر این منوال باشد- در چنین نگرشی به واقع نخستین روشن گر راه هدایت، «دانش» به شمار می آید. دانشی که انسان را به بینش و بصیرت رهنمون شده و او را به این درک والا برساند که به نام آن کس و در راه آن کس تلاش و زندگی کند که او را از آب مایه ای پست و اندک آفریده وچنان توانايي يي به او بخشیده که بتواند خویشتن را برکشد، عروج کند و به مقام والای انسان برسد و حتی برتر از آن، تا پایگاه فرشته ها پیش رود و از آنان نیز پیشی بگیرد!

پس، این رسالت جهامی محمد بزرگ(ص) است که می تواند انسان را به حق و نیکی و مهر و صفا بخواند و جان و جهان را به جلوه و جلا او دارد.

و چنین است که پیامبر اعظم ما (ص) آمده است تا آدمی را به بازخوانی آیات و نشانه های خدای یکتا دعوت کند، وجودش را از همه ی پلیدی ها، زشتی ها و تباهی ها پاک سازد و کتاب و حکمت را به او بیاموزد.

پیام آور همه ی نیکی ها حضرت محمد مصطفی(ص) برانگیخته شد تا همه ی زنجیرها و سنگینی های زاید را از دوش و گرده ی بشر بر دارد و او را از اسارت بت ها و هر چه غیر خدایی است برهاند و به نور آباد هدایت و تقوا بخواند. او آمده است تا شمیم اخلاق و کردار نیکو را در جهان بگستراند و در سایه ی شکوفایی اندیشه و تعقل و مهار احساس های تابجا و هواها و هوس های آفت زا انسان را به فرهیختگی و کمال برساند، تا آدمی چونان نهالی آماده ی رشد در پهنة گیتی به نیکی پرورش یابد. پس آن گاه به درختی تناور و سایه گستر و ثمربخش تبدیل شود. درختی که همه ی اجزای ان از ریشه تا تنه و برگ و بار و سایه سارش قابل بهره وری و بهره رسانی باشد. هم چنان که پیامبر اکرم(ص) خود به تمامی خیر بود و برکت بود. فضیلت بود و رحمت بود. کرامت بودووالایی. حقیقت بود و زیبایی. شجاعت بود و دانایی و درود بر او باد كه تا بود، گنجینه ی همه ی نیکی ها بود و تا جهان هست هم چنان نام و یاد و راه برجسته اش بر سرزبان ها و در سویدای دل ها و جان ها جاری است و هر روز و همه روز پرفروغ تر و جاودانه تر می شود. و درودی دیگر بر هر تنابنده ای که بند بندگی خدای یگانه را بر گردن آویخته و جانش با مهر مصطفای خدا در آمیخته و در روشنای شرف دین مبین، همه ی بدی ها را از دل و اندیشه و عمل خویش به دور ریخته است! و سلام آخر، بر آخرین پیام آور حق و راستی و بر همه ی پیروان راستین آن عزیز بزرگوار باد.

بار پروردگارا! ما را توان و توفیق ده که یاور و رهروی خوب آن محبوب باشیم و بر این پیمان، پایدار بمانیم. یا ارحم الراحمین!