هديهى طلايى / برگرفته از کتاب" به عشق محبوب "نوشته ی جواد نعیمی
مرد عرب، مشغول اداى نماز بود، و دعاهايى كه در نمازش مىخواند؛ سرشار از مفاهيم والا. مضامين عالى و پرمعنا بود. نيايش زيبا و نغز او، كه نشانگر معرفت و ايمان كامل او بود، به گوش پيامبر رسيد. رسول خداصلى الله عليه وآله مرد ديگرى را در آنجا گمارد، تا وقتى كه آن عرب نمازش را تمام كرد، وى را به نزد پيامبر ببرد.
رسولاكرمصلى الله عليه وآله قطعه طلايى به مرد عرب داد، سپس از او پرسيد: از كدام قبيلهاى؟ گفت: از بنىعامر بن صعصعه. فرمود:
آيا مىدانى چرا اين هديه را به تو دادم؟ مرد گفت: شايد به خاطر پيوند خويشاوندى كه ميان من و شماست.
رسولاكرمصلى الله عليه وآله فرمودند:
- البته قرابت و خويشى حقى است (كه بايد رعايت شود)امّا اين هديه را از آن روى به تو بخشيدم كه ديدم خداى را به نيكى و شايستگى ثنا گفتى.
و بدين ترتيب، رسول خداصلى الله عليه وآله هم مرد عرب را مورد تشويق قرار داد و هم ديگران را كه ناظر جريان بودند اميدوار ساخته و به كار نيك ترغيب فرمود.