میلاد گل های محمدی مبارک!

 

 

     اي پيام آور عظيم الشان ! اي محمد بزرگ (ص) ، اي رسول مهرو معنا و دانايي ! تو ما را به قريه ي سرسبز و شكوهمند قر آن دعوت كردي و در هر" والليل" مارا به ميهماني "والنهار" بردي. تو با "اقرا" قرابتي ديرينه داشتي ودر مزارع انديشه"والتين والزيتون" مي كاشتي و"يا ايتهاالنفس المطمئنه" بر مي داشتي.تو در هودج " اياك نعبد" نشستي وبابراق " اياك نستعين " به معراج " اهدنا الصراط المستقيم "شتافتي و " صراط الذين انعمت عليهم " را در همه جاي گيتي گستراندي و" غير المغضوب عليهم ولا الضالين " را به همگان نشان دادي.

    اي ياسين ! ما را به كوثر وجودت تهنيت باد. گام هاي تو بر گيتي مبارك و ميلاد خجسته ات براي همه ي جهانيان شادي آفرين است .

    و اما تو اي امام همام ! اي اسوه ي انسان ، اي كوه وقار ، درياي دانش ، اقيانوس حكمت و فضيلت ، گستره ي رحمت و عبادت ! اي بنيان گذار نشر حقايق و توجه تمام به همه ي دقايق ، اي امام صادق ! بر تو نيز درود كه نخل وجودت چنان پر ثمر بود كه مذهب ما را با نامت مزين كرد.

   خجسته ميلاد پيام آور مهر و دين ، زيبا ترين هديه ي خدا در زمين ،سالار اولين ، سرور آخرين ، ملح پيشين و حلواي پسين ،آن رسول برترين ، و فرخنده ميلاد گل دانه ي نور ،روشن ترين بلور ،هاله ي مقدس طور، آن  امام صادق منصور، شرف هر چه كرامت ، ششمين گوهر تابناك امامت و ولايت بر همه ي عاشقان نور و راستي و هدايت ، مبارك باد

پیام آور همه ی نیکی ها

 

 

   پیام آور همه ی نیکی ها حضرت محمد مصطفی(ص) برانگیخته شد تا همه ی زنجیرها و سنگینی های زاید را از دوش و گرده ی بشر بر دارد و او را از اسارت بت ها و هر چه غیر خدایی است برهاند و به نور آباد هدایت و تقوا بخواند. او آمده است تا شمیم اخلاق و کردار نیکو را در جهان بگستراند و در سایه ی شکوفایی اندیشه و تعقل و مهار احساس های تابجا و هواها و هوس های آفت زا انسان را به فرهیختگی و کمال برساند، تا آدمی چونان نهالی آماده ی رشد در پهنة گیتی به نیکی پرورش یابد. پس آن گاه به درختی تناور و سایه گستر و ثمربخش تبدیل شود. درختی که همه ی اجزای ان از ریشه تا تنه و برگ و بار و سایه سارش قابل بهره وری و بهره رسانی باشد. هم چنان که پیامبر اکرم(ص) خود به تمامی خیر بود و برکت بود. فضیلت بود و رحمت بود. کرامت بودووالایی. حقیقت بود و زیبایی. شجاعت بود و دانایی و درود بر او باد كه تا بود، گنجینه ی همه ی نیکی ها بود و تا جهان هست هم چنان نام و یاد و راه برجسته اش بر سرزبان ها و در سویدای دل ها و جان ها جاری است و هر روز و همه روز پرفروغ تر و جاودانه تر می شود. و درودی دیگر بر هر تنابنده ای که بند بندگی خدای یگانه را بر گردن آویخته و جانش با مهر مصطفای خدا در آمیخته و در روشنای شرف دین مبین، همه ی بدی ها را از دل و اندیشه و عمل خویش به دور ریخته است! و سلام آخر، بر آخرین پیام آور حق و راستی و بر همه ی پیروان راستین آن عزیز بزرگوار باد.

   بار پروردگارا! ما را توان و توفیق ده که یاور و رهروی خوب آن محبوب باشیم و بر این پیمان، پایدار بمانیم. یا ارحم الراحمین!

بزرگ مرد آسمانی

1- يك روز، مردي به حضور حضرت محمد (ص) آمد و پرسيد : « ايمان چيست؟» رسول خدا (ص) پاسخ داد: « ايمان، آن است كه خداي يكتا را بپرستي و به او شرك نورزي. نماز را به پاري داري، زكات بپردازي و در ماه رمضان روزه بگيري.»

مرد پرسيد: « احسان چيست؟» فرمود: « خدا را چنان پرستي كه گويا او را مي بيني و يقين بداني كه اگر تو نمي تواني او را ببيني، او تو را مي بيند.» مرد، بار ديگر پرسيد: « قيامت چه زماني برپا مي شود؟» فرمود: « فقط خدا مي داندو بس!»

ناگهان آن مرد ناپديد شد و مردم هر چه نگاه كردند ، او را نديدند. پيامبر (ص) فرمود: او جبرئيل بود . آمده بود تا پاره اي از دانشهاي ديني را به مردمان بياموزد.

2- پيامبر اكرم (ص) بسيار بخشنده هم بود. هر گان نيازمندي را مي يافت ، وي را سرغ خزانه دارش بلال مي فرستاد تا به او غذا و لباس بدهد. يك روز، پيامبر (ص) به نزد بلال رفت. پيش او كيسه اي پر از خرما بود. حضرت فرمود:

-         اين چيست؟

-         بلال پاسخ داد:

-         اي رسول خدا! آن را براي شما و ميهمانهاتان نگاه داشته ام.

-         پيامبر (ص) فرمود:

-  مي خواهي اينها همه ، هيمه هاي آتش دوزخ شوند؟ اي بلال ! آنها را در راه خدا انفاق كن و از كم شدن مال ، بيمي نداشته باش !

پيامبر (ص) براي هر درخواست كننده اي مژده اي داشت . هيچ كس را از خود نمي راند، گر چه آن شخص آزارش مي داد . يك بار خدمتگزارش انس ابن مالك در راهي مي رفت. آن حضرت، رداي درشت بافي بر دوش داشت. مردي آمد و ردايش را به شدت كشيد، به گونه اي كه گلويش بر اثر آن خراشيده شد و به درد آمد. آن مرد گفت:

-         اي محمد ! از ثروت خداوند كه نزد تو هست، چيزي به من بده!

رسول خدا (ص) بي آن كه خشمگين شود نگاهي به او كرد، لبخندي زد و دستور داد به او چيزي بدهند. مرد ، در حالي كه سپاسگزاري مي كرد؛ از آن جا دور شد.

 

مقامات محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در قرآن



نوشته یی از  عليرضا درخشان در روزنامه ی کیهان


پيامبر(ص) همانند خداوند غيرقابل شناخت كامل و توصيف است؛ چرا كه وي مظهر اكمل و اتم خداوندي است؛ اما اين بدان معنا نيست كه پيامبر(ص) دور از دسترس باشد؛ زيرا در اين صورت نمي تواند اسوه و سرمشق بشريت باشد. بنابراين هر دو حكم تعطيل و تشبيه درباره پيامبر(ص) نيز باطل است. چرا كه آن حضرت(ص) في الجمله قابل شناخت و توصيف مي باشد و تعطيل در شناخت نسبت به او راه ندارد؛ چنان كه همانند خداوند نمي توان براي او همانندي آورد؛ چرا كه تشبيه كسي به او نيز امري مردود است. البته اميرمؤمنان علي(ع) به تعبير خداوند در قرآن، نفس و جان (آل عمران، آيه61) و باطن و بخشي از هستي پيامبر(ص) است و به تعبير خود پيامبر(ص) هر دو نوري يكتا و يگانه هستند و هر حكمي كه درباره پيامبر(ص) مي شود درباره اميرمؤمنان علي(ع) نيز مي شود و نمي توان او را شبه يا شبيه پيامبر(ص) دانست؛ چرا كه بخشي از وجود هر چيزي، شبيه آن چيز خوانده نمي شود، بلكه عين و نفس همان چيز است.
در عين حال برخي از امور، موضوعات و مقامات ظاهري وجود دارد كه به عنوان اختصاصات ظاهر مطرح مي باشد كه از آن جمله مي توان به رسالت و همسر و مانند آن اشاره كرد؛ زيرا جهان مادي اقتضائاتي دارد كه نمي توان آن را ناديده گرفت، ولي هرگز در تحليل و تبيين ها، جهان مادي و مظاهر آن چنان اصالتي ندارد كه بتوان آن را معيار دوگانگي دانست؛ از اين رو حكم قرآني درباره پيامبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) در بسياري از مسايل يكي است و تفاوتي ميان آن دو قايل نمي شود. بر اين اساس هرگاه سخن از مقامات محمدي است به جز در بخش ظاهري و مؤثر، مقامات علوي نيز مراد مي باشد.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا نگاهي به مقامات محمدي بر اساس آموزه هاي قرآني داشته باشد و جايگاه محمد(ص) و علي(ع) و به تبع آن انوار چهارده معصوم(ع) را تبيين نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
مقام مظهريت مطلق محمدي
بي گمان شناخت خداوند، شناختي است كه از طريق پيامبر(ص) به دست مي آيد؛ زيرا همه پيامبران كه از آن ها به عناويني چون مخلصان يعني خالص شدگان خداوندي ياد مي شود، تحت سايه ولايت مظهر مطلق الهي يعني پيامبر(ص) هستند و شناخت آنان برگرفته از شناخت آن حضرت(ص) است؛ چنان كه رسالت ايشان به تبع رسالت پيامبر(ص) مي باشد؛ هر چند كه در مرتبت دنيوي، آنان تقدم داشتند، ولي همگي مأمور پيامبر(ص) بودند تا اسلام محمدي(ص) را تبليغ كنند.
از اين رو تنها مجراي شناخت، همان حقيقت محمدي(ص) است و كسي را نرسد كه از راه ديگري به حقيقت خداوندي و اسماء و صفاتش علم و آگاهي يابد.
پيامبر(ص) بارها خود درباره تقدم منزلت و رتبه وجودي اش مي فرمود كه «اول ما خلق الله نوري؛ نخستين چيزي كه خداوند خلق كرد نور من بود.» حضرت همچنين در خصوص تقدم در مقاماتي چون مقام نبوت بر همه پيامبران از جمله حضرت آدم(ع) مي فرمايد: «كنت نبيا و الادم بين الماء و الطين؛ من نبي بودم در حالي كه آدم بين آب و گل بود.» (بديع الزمان فروزانفر؛ احاديث مثنوي؛ ص102) البته از اين عبارت مي توان اين معنا را نيز فهميد كه انتخاب پيامبر(ص) پيش از خلقت و آفرينش حضرت آدم(ع) مانند نبوت آدم و ديگر پيامبران در برنامه خداوندي بوده است و تنها زمان تحقق و وقوع آن نيازمند تحقق شرايطي از جمله خلقت و آفرينش آدم و مانند آن بوده است.
به هر حال، هيچ شكي نيست كه پيامبر(ص) به صراحت از تقدم رتبه وجودي و منزلت خويش بارها به اشكال گوناگون سخن گفته است. ايشان ضمن اين كه نور خويش را اولين مخلوق مي شمارد، در همان حال در عبارتي ديگر مي فرمايد: اول ما خلق الله العقل؛ اول مخلوق الهي عقل است.
اين بدان معنا خواهد بود كه عقل و نور محمدي نمي تواند دو چيز باشد، بلكه عقل و نور يكي است و اولين مخلوق همان حقيقت نوري و عقلي آن حضرت(ص) است. (بديع الزمان فروزانفر؛ احاديث مثنوي، ص .202 و نيز خواجه محمد پارسا؛ شرح فصوص الحكم؛ ص 505؛ نيز ن. ك. به: موسي اكرمي؛ رساله از ابن عربي تا عراقي؛ به پاس كنگره بزرگداشت فخرالدين عراقي؛ اراك؛ ارديبهشت 74).
در فلسفه و عرفان نظري اسلامي اين معنا به اثبات رسيده است كه صادر نخست يا همان مظهر نخست، مظهري كامل و تمام است و از آن جايي كه در ميان آفريده هاي الهي كسي به شرافت پيامبر(ص) نمي رسد، مي بايست ايشان همان صادر و يا مظهر نخست باشد.
اين معنا به شكلي ديگر در آموزه هاي قرآني در هنگام بحث از مساله دايره دوري وجود بيان شده است؛ چرا كه مقتضاي دايره وجودي از اويي به سوي اويي، مسير دايره نزولي و صعودي يكي است؛ يعني هر چيزي كه از همان جا صادر يا ظهور يافته دوباره از همان چيز يا مسير باز مي گردد. خداوند در آياتي در تفسير موضوع «انالله و انااليه راجعون» به اين نكته توجه مي دهد كه بازگشت، تنها از صراط مستقيم امكان پذير است كه در روايات پيامبر(ص) و علي(ع) معرفي شده است و بارها از انوار معصومان(ع) روايت شده كه فرمودند: انا الصراط المستقيم يا نحن الصراط المستقيم، من يا ما همان راه راست الهي هستيم كه مسير مراجعت و بازگشت است.
اين كه خداوند منتهاي سير هر وجودي را رب و پروردگار پيامبر(ص) معرفي مي كند و مي فرمايد: «و ان الي ربك المنتهي؛ انتهاي سير هر چيزي به سوي پرودگار توست». (نجم، آيه 42) به اين معناست كه آغاز سير در دايره وجودي نيز رب پيامبر(ص) بوده است.
بر اين اساس، رجعت و بازگشت تنها از مسير رب و پروردگار حقيقت محمدي(ص) شدني است. از اين رو خداوند به صراحت مي فرمايد: «ان الي ربك الرجعي؛ بازگشت و رجعت به سوي پروردگار توست». (علق، آيه8)
اين بدان معناست كه همه هستي به سوي حقيقت محمدي(ص) باز مي گردد و از اين مسير رجعت به منتهاي سير خود مي رسد.
در مقام رسالت و اموري چون نبوت و حقيقت دين نيز همين معنا و حكم جريان مي يابد؛ چرا كه اسلام، چيزي جز حقيقت ارايه شده از سوي حقيقت محمدي نيست و همه پيامبران، رسول حقيقت محمدي براي ابلاغ اسلام محمدي بودند. از اين رو خداوند به صراحت اعلام مي دارد كه جز اسلام ديني پذيرفته نيست: و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخره من الخاسرين؛ و هر كه دين و آييني جز اسلام بجويد و بخواهد و به آن دل بندد، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد. (آل عمران، آيه 58) پيامبران ديگر نيز همين معنا را تبليغ و بيان مي كردند و به صراحت مي فرمودند: «انا اول المسلمين (انعام، آيه 163)، چنان كه حضرت ابراهيم(ع) مي فرمود. اين در حالي است كه از نظر ذاتي و اوليت حقيقي، تنها پيامبر(ص) و نفس و جانش اميرمومنان علي(ع) اول مسلم و مومن بودند؛ چرا كه نخستين ظهور و مظهر الهي مي باشند و لذا پيامبر(ص) در بيان حقيقت اوليت در اسلام و ايمان مي فرمايد: «يا علي انت اول المسلمين اسلاما و اولي المومنين ايمانا، اي علي! تو اولين در اسلام و ايمان هستي.»
پيامبر(ص) هر چند به ظاهر در رسالت، آخرين رسول است، ولي در حقيقت به سبب مظهريت مطلق از خداوند و اول مظهر بودن، اول رسول نيز بوده است و همه پيامبران، در حقيقت رسول رسول الله(ص) بودند. از اين رو همگان به اسلام دعوت مي كردند و تصديق گر ايشان و بشارت گوي آن حضرت(ص) بودند؛ چنان كه آن حضرت گواه و شاهد بر همه پيامبراني است كه خودشان شاهدان امت خويش هستند: «فكيف اذا جئنا من كل امه بشهيد و جئنا بك علي هولاء شهيدا؛ حال آنها چگونه خواهد بود و در آن روز كه براي هر امتي گواهي بر اعمالشان مي طلبيم و تو را گواه و شاهد آنان قرار خواهيم داد». (نساء، آيه 14) از اين رو از حقيقت محمدي(ص) به عنوان شاهد شاهدان و گواه گواهان ياد مي شود.
به هرحال، مقامات پيامبري(ص) بسيار رفيع و بلند است؛ چرا كه وي در سير نزولي و صعودي در منتهايي قرار دارد كه از آن به مقام عمائيه ياد مي شود و در آموزه هاي قرآني از آن به «مقام تدلي» و «قاب قوسين او ادني» تعبير شده است. (نجم، آيات 8 و 9) اين بدان معناست كه هر چيزي مخلوق و آفريده و صنعت حقيقت محمدي به عنوان مظهر اتم و اكمل و نخست الهي است؛ نحن صنايع ربنا و الناس بعد صنايع لنا» (نهج البلاغه، نامه 82، نامه به معاويه)
مقامات دنيوي و اخروي پيامبر(ص)
1- تسليم
خداوند در آياتي بسيار، مقاماتي را براي پيامبر(ص) در دنيا و آخرت بيان مي كند كه از جمله مي توان به مقام تسليم در برابر خداوند اشاره كرد. آن حضرت(ع) از چنان مرتبه اي از تسليم محض برخوردار بوده است كه خداوند خود، او را به اين مقام مي ستايد. (آل عمران، آيه 02 و انعام، آيات 41 و 17 و 361)
2- رسالت و نبوت
مقام رسالت و نبوت از ديگر مقامات حقيقت محمدي است كه پيش از اين بخشي از آن مطرح شده و به همان اندازه در اين جا بسنده مي شود. (بقره، آيات 101 و 911 و 151 و آيات ديگر قرآن) مقام رضا از ديگر مقامات حقيقت محمدي(ص) است. اين مقام در گرو صبر، تسبيح و تحميد مدام پروردگاري است كه در آيه 031 سوره طه براي پيامبر(ص) اثبات شده است.
3- شفاعت
مقام شفاعت از ديگر مقامات رسول الله است كه در آيه 97 خداوند به آن اشاره كرده و مي فرمايد كه اين مقام از طريق تهجد و نافله شب براي مردمان ديگر قابل دسترسي است. با اين تفاوت كه شفاعت پيامبر(ص) شفاعت مطلقي است كه برتر و گسترده تر از آن نمي توان تصور كرد. (تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 112، حديث 204) خداوند در آيه 5 سوره ضحي به پيامبر(ص) وعده داده كه در اين مقام چنان به وي اجازه شفاعت داده مي شود كه آن حضرت(ع) راضي و خشنود شود.(بحارالانوار، ج 8، ص 75، حديث 27 و نيز مجمع البيان، ج 9 و 01، ص 567)
4- عصمت مطلق
مقام عصمت مطلق نيز از ديگر مقامات پيامبر(ص) است كه در آياتي از جمله آيه 341 سوره بقره بيان شده است؛ چرا كه شهادتي كه از سوي خداوند در روز قيامت اقامه مي شود مي بايست به گونه اي باشد كه هيچ مناقشه اي در آن نباشد و اين خود، گواهي بر عصمت الهي آن حضرت(ص) دارد كه هيچ گونه دروغ و اشتباه، سهو، گزاف و خطايي در آن راه نخواهد يافت.(الميزان، ج 21، ص 323)
همچنين خداوند در آيه 23 و 231 سوره آل عمران و آيات ديگر بر وجوب مطلق اطاعت از آن حضرت(ص) تاكيد كرده و اطاعت از وي را اطاعت خويش برمي شمارد. اين بدان معناست كه ايشان از عصمت مطلق و كامل برخوردار است؛ چرا كه اگر اين چنين نبود مي بايست اطاعت را مقيد مي كرد؛ درحالي كه اطاعت پيامبر(ص) را همانند اطاعت خويش، مطلق و بدون هيچ گونه قيد و شرطي آورده است، اين نحوه بيان خود به خود دلالت بر اين معنا دارد كه عصمت ايشان مطلق و كامل است و ايشان از هرگونه خطا و اشتباه و سهو و مانند آن در امان است، وگرنه چنين فرماني جايز نيست. (الميزان، ج 5، ص 983)
از ابن تيميه نقل مي شود كه در انكار روايت غدير بويژه نسبت به بخش دوم آن، كه پيامبر(ص) مي فرمايد: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه؛ خداوندا هر كه او را دوست مي دارد و ولايت و حكومت و حكمش را مي پذيرد دوست بدار و ولي خود بدان و دشمن بدار هركه او را دشمن دارد»، گفته است كه اين بخش را نمي توانيم بپذيريم، زيرا اين عبارت بيانگر عصمت است و اطاعت او عين اطاعت پيامبر(ص) و خدا دانسته شده است. از اين رو نمي توانم بپذيرم كه چنين عصمت و اطاعتي براي علي(ع) گفته شده باشد.
5- قضاوت
از مقامات دنيوي و آخروي آن حضرت(ع) قضاوت و داوري است كه به دو شكل داوري در موضوعات دنيوي (نساء آيات 54 و 501 و مائده، آيات 24 و 34) و قضاوت و داوري در آخرت به شكل قسيم النار والجنه براي آن حضرت(ص) اثبات شده است. خداوند در سوره اعراف به صراحت مي فرمايد كه آن حضرت(ص) و انوار معصومان(ع) در قيامت بر اعراف قرارمي گيرند و به داوري و قضاوت مي پردازند و بهشت و دوزخ انس و جن را مشخص مي كنند.
6- ولايت
از ديگر مقامات دنيوي و اخروي پيامبر(ص) مي توان به ولايت اشاره كرد. ولايت و امامت بر خلاف خلافت، اختصاص به دنيا ندارد و با برپايي قيامت، ولايت و امامت پايان نمي پذيرد، هرچند امر خلافت الهي مختص به دنياست.
اين ولايت از آن حقيقت محمدي(ص) است و لذا خداوند آن را براي ديگر معصومان(ع) نيز اثبات كرده و مي فرمايد: انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزكاه و هم راكعون؛ ولي شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كساني كه ايمان آورده اند: همان كساني كه نماز برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند. (مائده، آيه 55)
بنابراين براي رسيدن به مقام ولايت الله، بايد از ولايت حقيقت محمدي(ص) گذشت. و من يتول الله و رسوله والذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون؛ چرا كه هرگونه تولي ديگران به معناي تولي طاغوت و خروج از حزب الله به حزب شيطان، مردود مي باشد. (مائده، آيه65 و آيات ديگر)
خداوند مي فرمايد كه ولايت حقيقت محمدي(ص) بر همه ولايت ها حاكميت و حكومت دارد و كسي نمي تواند با توجه به ولايت خدا و حقيقت محمدي بر جان و مال و عرض خويش، سخني از ولايت طبيعي خود بر اين امور كند. از اين رو به صراحت مي فرمايد: النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم (احزاب آيه6) چرا كه ولايت محمدي(ص) ولايتي همانند ولايت خالق است كه ولايت مالكانه مطلق است.
7- عبوديت
ازديگر مقامات بلند و رفيع پيامبر و حقيقت محمدي(ص) بايد به مقام عبوديت ايشان اشاره كرد كه خداوند ايشان را فراتر از عبدالله و مظهر كمال تمامي اسماء و صفات بارز الهي، مظهر عبده يعني مظهر اسما و صفات غيبي نيز برمي شمارد كه اگر نگوييم شامل اسم مستأثر نيز مي شود ولي دست كم بسياري از صفات غيبي را دربرمي گيرد كه هنوز مظاهر شهودي نيافته است. به سخن ديگر، چون حقيقت محمدي در مقام تدلي او ادني، در مقام عمائيه است دربردارنده مظهريت غيبي الهي نيز مي باشد تا ظهور اول در غيب و ظهور نيز همانند اظهاركننده خود باشد.
خداوند بارها حقيقت محمدي را به عبده و عبدنا و مانند آن مي ستايد كه از جمله مي توان به آياتي چون آيه 1 سوره اسراء و كهف و نيز 32 سوره بقره به عنوان نمونه اشاره كرد.
پيامبر(ص) در مظهريت، به تمام و كامل است و چون حقيقت محمدي با نفس و باطن خود مي باشد، براين اساس مي توان حكم مشابهي براي باطن وي يعني انوار معصومان نيز كرد و گفت كه آنان نيز در مقام مظهريت مطلق هستند.
بي گمان بيان اين مطلب درباره حقيقت محمدي از آن روست تا با تدبر در اين آيات و روايات ضمن شناخت حقيقت هستي و قطع و يقين به اين حقيقت، زمينه تاثرپذيري و عاطفي و احساسي پديد آيد و با ايجاد محبت نسبت به اين حقيقت، ايمان و باور و عقيده در دل، زنده و باور شود و اجازه دهد تا ايمان ما را به اطاعت محض و ولايت مطلق ايشان رهنمون گرداند؛ چرا كه ايمان چيزي جز حب نيست و اگر كسي به اين محبت نرسد هرگز مفهوم اطاعت و ولايت و مانند آن را درك نخواهدكرد و درمسير شدن هاي كمالي درست قرار نخواهدگرفت و به سرمقصد منزل به جذبه عشق محمدي گام برنخواهد داشت. از اين رو خداوند به مؤمنان متاله خواه فرمان مي دهد كه اگر مي خواهند محبوب خداوند شوند از محبت و اطاعت حقيقت محمدي اشباع شوند: «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله؛ بگو اگر خدارا دوست داريد از من پيروي كنيد تا محبوب خداوند شويد. (آل عمران، آيه13)
باشد با اين شناخت به سوي حقيقت محمدي و علوي رفته و اطاعت و ولايت عاشقانه و محبانه خويش را ابراز و اظهار نماييم و متاله و خدايي شويم.

http://www.kayhannews.ir/891118/6.htm

شادباش برای امت محمد صلی الله علیه وآله وسلم

با عرض شادباش به مناسبت دهه ی مبارک فجر انقلاب اسلامی ایران و تبریک طلوع بارقه های بیداری  در کشورهای مسلمان ازجمله تونس و مصر و... وآرزوی پیروزی نهایی آنان و همه ی مسلمانان دنیا  بر کفر جهانی در این جا تازه ترین سروده ی برادر شاعرمان علیرضا قزوه را به نقل از روزنامه ی کیهان برای شما عزیزان می آورم. ضمنا هم چنان نوشته های مرا در وبلاگ" برگزیده ی آثار جواد نعیمی " به نشانی زیر پی گیری و مطالعه بفرمایید: http://javad-naeemi.mihanblog.com

سروده ی جديد عليرضا قزوه براي انتفاضه ی مصر

فقط برادران خالد

نه موميايي مبارك
نه زنده ي عمر سليمان
حتي نه البرادعي مسلمان
كه ممكن است فردا با آمريكا به تفاهم برسد
فقط برادران خالد اسلامبولي
فقط اخوان المسلمين
فقط عاشقان خميني
فقط دست هاي خالي مردم
فقط كتاب خدا
و وعده هاي الهي
رابرت گيبز براي خودش ور مي زند
و كاخ سفيد براي عمه جانش ملكه بريطانياي دسته دار اطلاعيه صادر مي كند
حتي سران فتنه ي ايران
برادران جبهه سبز بي بي سي
براي خودشان تحليل مي كنند
آقاي اوباما
ديوانه شده است
-مبارك باشد
-مبارك برود
-الان برود دقيقا الان
الان يعني ديشب بي بي سي
الان يعني امشب لباس شخصي ها و شعبان هاي آمريكايي
در سايه ي تانكها در خيابان
الان يعني هواداران مبارك با شلوار جين اسرائيلي
سوار بر شتران و اسبان عرب
در خيابان هاي قاهره جنگ جمل راه انداخته اند
الان يعني كه كيش و مات
آقاي پريزي دنت
سي سال دير آمدي!
فقط برادران خالد بايد باشند
كسي به الان تو فكر نمي كند
الان درست نيمه شب است
الان دقيقا دوازده شب آمريكايي هاست
و دوازده شب بي بي سي
و دوازده شب فتنه گران ايراني
كه مي خواهند جاي مبارك را با اسد عوض كنند
كه مانده اند چطور سانديس را جاسازي كنند در جايي كه بيشتر خيط نشوند!
كه مانده اند چطور بيانيه بدهند فردا
فقط برادران خالد مي دانند كه من چه مي گويم
¤¤
حالا اخبار
از يك بدل به نام مبارك مي گويد
تو از ابتدا بدل بودي
قبل از آن كه شك كنند مرده اي
در ژوئن 4200 در آلمان
در هند مرده هاي فقير را
با برق هاي فشار قوي مي سوزانند و پودر مي كنند
تو را نيز فقيران مصر
در ميدان التحرير پودر كردند
حالا جنازه بدلت مانده در خيابان
و بدل كاران هاليوود
دارند نقشه مي كشند
-او الان بايد برود
الان يعني ديشب
و مهره هاي سوخته در فتنه
دارند جانشين تو را انتخاب مي كنند
حالا رسيده اند به البرادعي
و كلت هاي اسرائيلي و چاقوهاي فرانسوي
با تانك هاي آمريكايي و جاسوس هاي انگليسي به خيابان ريخته اند
كسي خاكستر اين بدل را جمع كند از خيابان و به نيل بريزد
كسي عرق پيشاني برلوسكني را پاك كند با پيراهن خواب رقاصه اي
كه نطق كند
كسي تسليت بگويد به آن خولو مركل
دستمال كاغذي ببرد براي شاه عربستان
يكي قهوه تلخ درست كند براي بن علي
يكي زير بازوي اوباما را بگيرد كه سرگيجه مي رود
كه نطق كرده همين الان
الان يعني ديشب
ديشب يعني سي سال پيش
¤¤
الان برادران خالد
راديوهاي بي بي سي را شكسته اند
شترها و شلوارهاي جين را فراري داده اند
و دارند
سرود دسته جمعي پيروزي مي خوانند
الان ساعت دقيقا
صبح پيروزي ست
و روز وداع با ديكتاتورها

 

            http://www.kayhannews.ir/891117/3.HTM#other301

احساس و عمل - صفت ها

 

احساس و عمل

حیات شخص پیغمبر اسلام (ص) به نوبه خود نشانه و سرمشق بارزی برای رد فلسفه عنف و اجبار در امر مذهب می باشد.

حضرت محمد (ص) پیغمبری بزرگ، و مردی شجاع بود و از کسی جز خدا نمی ترسید. هرگز ندیدند که چیزی بگوید و عملی غیر از آن به جا آورد. عمل وی برابر با احساسش بود. حضرت پیغمبر (ص) ثروت را اختیار نکرد با این که اگر یم خواست می توانست. هنگامی که خواندم که خود و خواندانش چه محرومیت هایی به طور اختیاری تحمّل کردندف اشک ها ریختم.

                                                                              «مهاتما گاندی»

صفت ها

 محمد (ص) در مدرسه درس نخوانده بود و آن چه را ما دانش اکتسابی می خوانیم نداشت. این مسأله صحیح به نظر می رسد که محمد (ص) هرگز نوشتن نداشت ... امّا از اوان جوانی، او را به عنوان مردی فکور شناختند و معاشرینش آن حضرت را «امین» یعنی صاحب ایمان و امانت می خواندند.

او مردی راستگو و وفادار در آن چه می کرد و می گفت و در آن چه می پنداشت ، بود. آن چه حضرتش می فرمود، دیگران چون ورق زر یاد داشت یم کردند. مردی بود که در سخنگویی خوددار بود و هنگامی که چیزی برای گفتن نداشت خاموش می ماند. در صورتی که در حین لزوم صحبت، مصرّ، عاقل، و راستگو بود و همیشه موضوع را با روشنی و وضوح بیان می فرمود ، این است یگانه طریقۀ صحبت کردن که لایق گفتن است. د رسراسر عمرش می بینیم که رفتاری بسیار محکم و برادرانه داشت. شجاع بود، خلقی صاف و بی آلایش و حقیقی، و در عین حال مهربان، صمیمی و دقیق داشت

                                                                               «توماس کارلایل»

 

به كشيشي كه خودسوزي كرد در فلوريدا...


اگر خدا بخواهد
ابرهه مي سوزد در فلوريدا
و آب مي پاشد بر سر آتش
حالا از ونكوور تا كشمير
مردم به خيابان ريخته اند
كشيش بي كششي بودي
آقاي جونز!
بدان خيال كه سوزد كتاب در آتش
دوباره ابرهه اي ريخت آب در آتش
كشيش بي كششي بودي كه فكر مي كردي
آفتاب را مي توان سوزاند
و ذره بين گرفتي
تا پشت دست خورشيد را بسوزاني
خيال كردي قرآن پاك سوختني ست
خيال كردي اگر آفتاب در آتش...
كشيش بي كشش بودي كه كبريت كشيدي بر خودت
الا برادر شيخ النجد
كشيش بي كشش! از كوشش تو و ابليس
تو را نصيب چه شد؟ جز عذاب در آتش
همراه ريش و ريشه ي تو
سبيل خنده دار تو هم سوخت
چرا كه:
چراغ از آن خدا بود و پف از آن تو،
شد
دعاي سوختگان مستجاب در آتش
پيش از تو نيز
برادران حاتم طايي
رفتند و
پاشيدند و
دود شدند
درون چشمه ي زمزم چه مي كني استاد!
بهوش باش نپاشي شراب در آتش
كشيش بي كششي هستي
رانده از كليسا و
مانده از معبد
كتاب كفر به كف داري اين نه انجيل است
برو به دشمني اين كتاب در آتش
حماله الحطب شده اي آقاي جونز!
مي بيني چه راحت شاعران سبيل تو را دود مي دهند
تنها در كتاب ركوردها
احمق ترين شدي
تنها دنيا به تو خنديد
و شاعري سرود
نصيب نيست تو را جز همين كه هيمه شوي
تو كم ز هيزم خشكي، بخواب در آتش!
بخواب آقاي جونز!
پماد سوختگي فردا از تل آويو خواهد رسيد

 

                                              سروده ی شاعر گران قدر علیرضا قزوه       

                                                 نقل از روزنامه کیهان 25/6/89

درود بر قرآن - ننگ بر هتاکان!

    ضمن محکوم کردن جنایت وحشیانه و جسارت نا بخشودنی و بی شرمانه ی  اراذل و اوباش آمریکایی  در اهانت به برترین کتاب آسمانی یعنی قرآن مجید وبا عرض پوزش و تقصیر به پیشگاه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و کتاب بی همتای آسمانی ما و با دعوت از همه ی آزادگان جهان برای اعتراض و برخورد و  مبارزه با این گونه پستی ها و پلیدی ها به چند نمونه ی کوچک از ابراز ارادت و احترام به قرآن عظیم از سوی اندیشمندان جهان اشاره می کنیم:

    در کتاب خانه ی شخصی من، هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی وغیره وجود دارد که همه ی آن هارا بیش از یک بار مطالعه نکرده ام و چه بسا کتاب هایی که فقط زینت کتاب خانه من اند! ولی یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می شوم و می خواهم در هایی از معانی و کمال به روی من گشوده شود، آن را مطالعه می کنم و از خواندن زیاد آن خسته و ملول نمی شوم. این کتاب، قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان است.

                                                                        ارنست رنان ، دانشمند فرانسوی

   همه ی کتاب ها در برابر قرآن کوچکند! هنگامی که شما قرآن را با دقت و به راستی مطالعه می کنید، اصولی ترین امور آن، خود به خود به شما نمایانده می شود و همین خود ارزش مهم آن – علاوه بر ارزش ادبی قرآن است . اگر کتابی از دل بر آمده باشد به همه ی دل ها هم نفوذ خواهد کرد.

 قرآن اولین و آخرین کتابی است که موجب بروز انواع هنر ها می شود و هرگونه ارزش و احترامی را برای پیروان خود به وجود میآورد.

                                                                       توماس کارلایل، نویسنده ی بزرگ انگلیسی

   قرآن را مطالعه کنید تا به سادگی دین بزرگ اسلام پی ببرید، حقایق شیرین زندگی را درک کنید و با مقام شامخ این آیین پاک آشنا شوید.

                                                                      تولستوی، حکیم معروف روسی

نفرین ما و نفرت دنیا بر قرآن ستیزان آمریکا!

نفرین ما و نفرت دنیا بر قرآن ستیزان آمریکا!

 

لعنت ابدی خدا،

نفرین ونفرت همه ی مسلمان ها،

خشم و انزجار همه ی آزادگان دنیا

بر شما ای پلیدان خبیث آمریکا!

که از هیمنه ی حق گریزانید ،

 از اسلام عزیز می هراسید،

تابش نور قرآن را در جهان بر نمی تابید،

دست به عصیان می زنید،

و به کلام روشن و هدایت گر پروردگار توهین روا می دارید!

شکسته باد  دست های تان...

نابود باد اندیشه های کثیف تان !

لعنتی فزاینده  بر شما ، ای اشقیا!

 

 

از سخنان سرور ما محمد (ص)

۱- ما تقرب العبد الی الله بشیء افضل من سجود خفی

ترجمه:

هیچ کس به چیزی بهتر از سجده نهان ، به خدا تقرب نمیجوید .

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۲۴ ، ح ۵۲۶۹

۲- ما اوذی احد مثل ما اوذیت فی الله .

ترجمه:

هیچ کس آن قدر که من در راه خدا اذیت دیدم ، اذیت نکشید

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۱۳۰ ، ح ۵۸۱۸

۳- ما من ساعة تمر بابن آدم لم یذکر الله فیها الا حسر علیها یوم القیامة

ترجمه:

ساعتی بی ذکر خدای بر آدمی زاد نگذرد مگر روز قیامت بر آن حسرت خورد .

منبع:   کنز العمال ، ج ۱ ، ص ۴۲۴ ، ح۱۸۱۹

۴- اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الَخرة

ترجمه:

از همه بدبخت ها بدبخت تر کسی است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد

منبع:   کنز العمال ، ج ۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۱۶۶۸۳

۵- افضل الاعمال بعد الایمان ألتودد الی الناس

ترجمه:

بهترین کارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است

منبع:   کنز العمال ، ج ۹ ، ص ۵ ، ح ۲۴۶۵۳

۶- لا یُعجِبَنَّکُم إسلامُ رَجُلٍ حَتَّی تَعلَموا کُنهَ عَقلِهِ

ترجمه:

مسلمانیِ کسی شما را به شگفت نیاورَد تا آن گاه که حقیقت خِرَدش را در یابید

منبع:   مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۸۸

۷- ساعات الاذی فی الدنیا یذهبن ساعات الاذی فی الاخره

ترجمه:

ساعتهای آزار این دنیا ساعت‌های آزار آخرت را نابود می‌کند

منبع:   نهج الفصاحه

۸- النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس .

ترجمه:

نگاه بد ، تیری زهر آگین از تیرهای شیطان است

منبع:   نهج الفصاحه ، ص ۶۳۶ ، ح ۳۱۵۹

۹- المؤمن اکرم علی الله عز وجل من بعض ملائکته

ترجمه:

مؤمن نزد خدا از بعض فرشتگان او عزیزتر است

منبع:   سنن ابن ماجه ، کتاب الفتن ، ح ۳۹۳۷

۱۰- من کان فی حاجة اخیه ، کان الله فی حاجته

ترجمه:

هر که از پی حاجت برادر خویش باشد ، خدا از پی حاجت وی باشد .

منبع:   صحیح بخاری ، کتاب المظالم ، ح ۲۲۶۲

                                                      از :               http://rezaaf.mihanblog.com/post/14

 

محمد صلی الله علیه و آله وسلم افتخار هستی

سیمای تابناکش، رشک خورشید است و نگاهش سرشار از کرامت باران و آفتاب.

ملکوتیان از شمیم وجودش سرخوشند و افلاکیان و خاکیان سرمست جمال معنوی اویند!

   محمد (ص) ماه هستی است و فخر کاینات. ا و نیکو خصالی است که تاریخ بدو افتخار می کند.

   مردی که مایه ی آبروی همه ی پیام آوران و اولیاست. برترین آفریده ی خداوند است و رحمتی برای عالمیان.

   پیامبر اعظم که سلام و صلوات خداوند و همه ی نیکان نثار ساحت قدسی اش باد، رسول صداقت و سادگی و پاکی و زیبایی است. او در دستی قرآن را دارد و در دستی جهان را!

   حضرت محمد(ص) بزرگ بنده ی حق است و جان مایه ی همه ی والایی ها. او برانگیخته شده تا بشر را از سیاهی جهل به روشنایی دانش، از ظلمت به نور و از قهر و خشم، به مهر و رحم هدایت کند. پس آن بزرگوار، شایسته ی هر سلام و درودی است. سلامی بی کرانه و درودی بی پایان ...

 

میلاد نور هستی حضرت مهدی (عج) مبارک باد.

میلاد نور هستی حضرت مهدی (عج) خاتم الاوصیا بر حضرت خاتم الانبیا و بر همه ی پیروان مکتب توحید و شیفتگان ولایت و امامت مبارک و پر ثمر باد.

حب  علی و  تبار احمد(ص)

ما دیده به سوی رب سرمد داریم

حب  علی و  تبار احمد       داریم

مادام که ما را نفسی باقی هست

دل  در گرو  مهر محمد (ص) داریم

                                                              از وبلاگ مطالب خواندنی و جالب

مبعث نور و مهرو حقیقت مبارک باد

   سیمای تابناکش، رشک خورشید است و نگاهش سرشار از کرامت باران و آفتاب.

   ملکوتیان از شمیم وجودش سرخوشند و افلاکیان و خاکیان سرمست جمال معنوی اویند!

   محمد (ص) ماه هستی است و فخر کاینات. ا و نیکو خصالی است که تاریخ بدو افتخار می کند.

   مردی که مایه ی آبروی همه ی پیام آوران و اولیاست. برترین آفریده ی خداوند است و رحمتی برای عالمیان.

   پیامبر اعظم که سلام و صلوات خداوند و همه ی نیکان نثار ساحت قدسی اش باد، رسول صداقت و سادگی و پاکی و زیبایی است. او در دستی قرآن را دارد و در دستی جهان را!

   حضرت محمد(ص) بزرگ بنده ی حق است و جان مایه ی همه ی والایی ها. او برانگیخته شده تا بشر را از سیاهی جهل به روشنایی دانش، از ظلمت به نور و از قهر و خشم، به مهر و رحم هدایت کند. پس آن بزرگوار، شایسته ی هر سلام و درودی است. سلامی بی کرانه و درودی بی پایان ...

   سال روز مبعث شادي آفرين حضرت محمد اعظم صلي الله عليه وآله و سلم ، پيام آور آزادي و ايمان ،امان و مهر، راستي و دانايي، براي همه ي مردم دنيا خجسته و مبارك باد .

سلام بر محمد(ص) و سلام بر علی (ع)

   درود همگان بر آن سرور و سالار جهان که گیتی را به شکوه و فرهیختگی و فراست فرا خواند و فرصت های نیک را فرا روی انسان نشان داد و همه را به فیروزی ورستگاری فرا خواند.درودی بیکران نثار پیامبرمان، برگزیده ی همه ی دوران حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم .

وسلام و صلوات بر برگزیده و جان پیامبر یعنی امیر مومنان علی علیه السلام در ایام خجسته ی میلاد شادی آفرینش.

بوی محمد (سلام همه به پیشگاه پاک او وخاندانش باد)

نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
من سخن گویم ولی من نیستم
این منم یا او ندانم کیستم
جبرئیل امشب دمد در نای من
قدسیان خوانند با آوای من
ای بتان کعبه در هم بشکنید
با من امشب از محمد دم زنید
از هوا گلبانگ تهلیل آمده
دیده بگشائید جبریل آمده
مکه تا کی مرکز نا اهل هاست
پایمال چکمه بوجهل هاست
مکه دریای فروغ وحی شد
بت پرستان بت پرستی نهی شد
روز، روز مرگ ظلم و ظالم است
بانگ نفرت مرد ، اقرا حاکم است
یا محمد منجی عالم تویی
این مبارک نامه را خاتم تویی
انبیا مشعل ز تو افروختند
وز دمت پیغمبری آموختند
غیرت و مردانگی آ یین توست
عزت زن در حجاب دین توست
بر همه اعلام کن زن برده نیست
برده مردان تن پرورده نیست
خاتم توحید در انگشت تو
حق به پیش روی و حیدر پشت تو
ما تو را زهرای اطهر داده ایم
شیر مردی مثل حیدر داده ایم
ما تو را دادیم در بین همه
یک خدیجه یک علی یک فاطمه

 

                       از وبلاگ انصار الرضا (ع)

 

 

راه تربیت

 

رسول خدا(ص)...فرمود: خدای رحمت کند کسی را که در پرورش رفتار نیک به فرزند خویش مدد نماید. روایت کننده از نبی اکرم (ص) سوال کرد چگونه فرزندان خود را در نیکی یاری نماییم؟

حضرت فرمود به چهار طریق:

بیش از توانمندی وی از او وظیفه نخواهید.

آنچه را که کودک انجام داده قبول (تشویق) کنید.

او را به گناه و سرکشی وادار نکنید.

به او دروغ نگویید و در برابر وی اعمال نادرست انجام ندهید.

                                                                  (اصول کافی، ج6)

 

سوره ي نور


نوربقا شرح آفتاب جمالش
چشمه ي كوثر نمي زآب جمالش
شمس خجل مانده از طليعه ي حسنش
تاب نياورده مه زتاب جمالش
ديده به جز جلوه ي بهار نبيند
گر كه بر افتد زرخ نقاب جمالش
سوره ي نور است در نبي به تيمن
آيت منقول از كتاب جمالش
باغ جنان مي شود صحيفه ي هستي
در اثر قطره ي گلاب جمالش
آنچه به موسي به طور كرد تجلي
هست شعاعي زبازتاب جمالش
عالم امكان شود به نور پديدار
پرده بگيرد اگر حجاب جمالش
مانع بيداريش كدورت تن نيست
ديده ي دل بيند اركه خواب جمالش
ذره صفت «خوش عمل» دلم به تب و تاب
در بر خورشيد التهاب جمالش
                                            عباس خوش عمل

 

 

پلیدان محکومند!

   اقدام زشت و جنون آمیز آمریکایی های خبیث و پلید  در توهین به ساحت مقدس پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم را در یک انیمیشن، به شدت محکوم می کنیم .

   دشمنان اسلام و مسلمین باید بدانند که با چنین حرکت های موذیانه و حربه های زنگ زده نمی توانند جلو پیشرفت روز افزون این آیین خدایی را بگیرند وقادر نیستند ذره ای از عشق و ارادت مسلمانان جهان  به برترین فرستاده ی خدا را بکاهند.

   مرگ بر پلیدان و نابکاران و استعمارگران و مرگ بر همه ی بد اندیشان مفسد آمریکایی!

تبّت‌ يداك‌!

 

 

تبّت‌ يداك‌،

              اي‌ تمام‌ بلاهت‌!

برگو كه‌ آستين‌

              بر آستانه‌ي‌ چه‌ كسي‌ ساييدي‌

كه‌ دفتر تو،

              پُر از صداي‌ خيانت‌ شد؟

يا، در كلاس‌ آخرِ پستي‌

سرمشق‌ جهل‌ چه‌ كس‌ را

الفاظ‌ ناخوش‌ نگارش‌ خود كردي‌؟

چشمان‌ خويش‌ را بگشا!

بنگر به‌ آيه‌هاي‌ بلوغ‌ رهايش‌ و رويش‌

در چار سوي‌ جهان‌ ستم‌ كشيده‌ي‌ امروز

بنگر به‌ راز آبي‌ پيدايي‌ بهار

بنگر به‌ عشق‌ها و شكوه‌ شهادت‌ و ايثار

بنگر به‌ فصل‌ شكوفايي‌ گل‌ ايمان‌

بنگر به‌ سرزمين‌ پاك‌ و مقدس‌ ايران‌

اينك‌،

           اين‌ جلوه‌هاي‌ فروغ‌ محمّد(ص) است‌

اين‌ آيه‌هاي‌ روشن‌ و جاويد دين‌ اوست‌

شرمت‌ از اين‌ همه‌ بادا!

          هان‌! اي‌ نگارگر «آيه‌هاي‌ شيطاني‌»

آرايه‌ي‌ كلام‌ تو، ناموزون‌

              پيرايه‌اي‌ كه‌ بسته‌اي‌ به‌ حقيقت‌،

چه‌ نابه‌جاست‌!

در تو،

          شيطان‌ حلول‌ كرده‌ مگر؟

              كاين‌ گونه‌ رايت‌ رسوايي‌ را

                        بر بام‌ خانه‌ي‌ افكار خويش‌، كوبيدي‌؟

دستان‌ پر تباهي‌ ات‌ اينك‌،

                        در كارِ نشر سياهي‌ است‌

انديشه‌هاي‌ نامبارك‌ تو،

ميرا باد!

                     از سروده های جواد نعیمی

اخلاق پیامبرخدا (ص)

 

    به پیامبر اکرم (ص) خبر دادند که خالدبن ولید در فلان نبرد، بسیار سخت پیشروی کرده و درضمن نبرد دو کودک مشرک زیر دست و پا له شدند. پیامبر وقتی این را شنیدند، دست هایشان را بلند کردند و فرمودند خدایا تو شاهد باش محمد از این مساله به شدت ناراحت است و بعد دستور داد عزیزترین و مهم ترین فرد مکتب یعنی علی (ع) از خانواده آن بچه ها دلجویی و عذر خواهی کند و این دو طفل را محترمانه به خاک بسپارند و امور زندگی والدینشان را نیز تامین کنند

                                            جزوه ی بینش های تربیتی ، دکتر رجبعلی مظلومی

 

 تجلیل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از ایرانی ها

     هنگامی که از پیامبر (ص) در باره ی این آیه سوال شد: "ای گروهی که ایمان آوردید هر که از شما از دین خود برگردد (مرتد شود) به زودی خدا قومی را که دوست دارد و آن ها نیز خدا را دوست می دارند؛ آن ها که نسبت به مومنان متواضع و فروتن و نسبت به کافران سر افراز و مقتدرند را به نصرت اسلام بر می انگیزد ..." حضرت دست خود را به شانه ی سلمان زدند و فرمودند:

     این سلمان و نزدیکانش مورد نظرند سپس ادامه دادند: اگر دین به ثریا آویخته باشد، مردانی از ایران به آن دست خواهند یافت.

     در جای دیگری رسول خدا (ص) فرموده اند:

      به زودی سرزمین های شما از غیر عرب پر می شود ... خداوند آنان را چون شیر شجاع قرار می دهد که فرار نمی کنند ، بلکه استقامت می ورزند و کسانی را که با آنان بجنگند، می کشند، اما غنیمت آن ها را نمی خورند.

                                                                                 تفسیر مجمع البیان، ج2، ص 208

                                                                                           یوم الخلاص، ص 640

 

 

سلام بر پیامبر ما

بلغ   العلی    بکماله

کشف الدجی  بجماله

حسنت جمیع خصاله

صلوا    علیه   و   آله

نور باران دنیا در خجسته میلاد پیام آور مهر و نیکی حضرت محمد (ص)

   با میلاد برترین برگزیدگان حق، حضرت مصطفای گل، پیامبر اعظم ما حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، دنیا نورباران می شود.

   محمد (ص) مظهر همه ی خوبی ها، آیینه ی هم ی والایی ها، انعکاس همه ی معرفت ها، منتهای همه ی فضایل و مکارم و معنویت هاست.

لبان مبارک پیام آور اعظم (ص) از چنا ن برکتی برخوردار است که لایق ابلاغ پیام و کلام حضرت حق شده و زبان گویایش از چنان عظمتی برخوردار است که حامل هم ی والا یی ها و ابلاغ گر همه ی فرمان های خدای یکتاست و انوار هدایت قرآن کریم که اصل کلام بدون تحریف پروردگار جهان است، با واسطه ی زبان رسای او ، جهان را معطر، دل ها را منور و اندیشه ها را معطر کرده و می کند.

    آری فروغ فروزان محمدی چشمه ای زاینده و برکتی پویا و پایند ه است. و انقلاب مقدس واسلامی ایران که جهان را به اعجاب واداشته در پرتو انوار مکتب حیات بخش آن رهبر والا شکل گرفته وخار چشم دشمنان دین و انسانیت شده است.

   عطر سوسن و یاس و اقاقیا و همهی گل های خوش بوی دنیا، در زاد روز خجسته ی آن پیشوا و فرستاده ی فرهیخته ی خدا نثار همه ی شما مومنان والا باد!

                                                                                 جواد نعیمی

تسلیت رحلت پیام آور نور و نیکی و شهادت امام حسن و امام رضا صلوات الله علیهم

  اکنون هیاهویی است در بیشه زار کلام! غوغایی است در فراسوی همه ی نبشته ها! تعزیه ای بر پاست در حریر نگاه ها! غلغله ای است در وادی حیرت! خونچکانی بال پروانگان؛ تنها منظر دیده های بی پناه است. بالش خواب ستارگان از رویای مصایب سرشار است! زیر چشم دل ها کبود ابتلای غم است!

     هجرت سرداران نور، سالار مردان آفتابین، خورشید های سه گانه، سروران سپید اندیشه، در جالیز جان های ما بذر اندوه می پاشد!

      رحلت جان گداز پیام آور نور و مهر و دانایی حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم و شهادت جان سوز فرزندان آن بزرگوار حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و خورشید تابناک خراسان حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیت و الثنا همه ی جان ها و جهان ها را به سوگ نشانده است!

      با بلوغ عاطفه در رگ های قلمم همگام می شوم تا برای شما در این مصایب دشوار، نسخه ی صبوری بنویسم و از شما تقاضا کنم که برای من - وبرای خویشتن خویش – بال هایی آرزو کنید برای پریدن به ساحت کوی قدسی و سرشار از محبت حضرات مصطفی و مجتبی و رضا - که از زبان همه ی پاکان دنیا بر آن بزرگواران درودی بی انتها روا باد – و برای نوشیدن نور ناب نوازش های  آن عزیزان!و برخورداری از سایه سار لطف و نگاه آنان.

                                                   برشی از کتاب "جرعه ای از جام ولا" نوشته ی جواد نعیمی

سفارش درباره ی حیوانات

    رسول خدا (ص) به بوستان مردی از انصار وارد شد. در آن بوستان شتری بود که به مجرد دیدن پیمبر (ص) ناله کرد و دیدگانش پر اشک شد. پیامبر (ص) به نزدیک آن شتر رفت و دست بر سر و گوش هایش کشید تا شتر آرام گرفت پس آن گاه پرسید: <صاحب شتر کیست؟> جوانی از انصار گفت: < این شتر از من است یا رسول الله> پیامبر فرمود: < آیااز  نمی ترسی درباره ی این حیوان که خداوند او را در حوزه ی مالکیت تو قرار داده؟ او هم اکنون نزد من شکایت آورد که تو او را گرسنه نگه می داری و آزارش می دهی!

                                                                              <پیامبر رحمت، اثر صدر بلاغی>

محرم ماه حماسه و عشق و ایمان

   مسلمانان براى اداى نماز جماعت به امامت پيامبرخداصلى الله عليه وآله صف كشيده‏اند. حسينِ(ع) هم در كنار پدربزرگ خويش ايستاده است. همه آماده‏اند تا با گفتن تكبيرةالاحرام، شوقِ پرواز تا بارگاه بى‏نياز را عملاً نشان دهند. سكوتى معنوى، همه جا را در بر گرفته. نمازگزاران سرا پا گوش هستند تا صداى تكبير را از زبان رسول‏خداصلى الله عليه وآله بشنوند.

« اللَّه اكبر». اين نغمه‏ى زيبايى است كه طنين آن از دهان مبارك پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش‏ها مى‏پيچد و فضا را عطرآگين مى‏سازد. به دنبال اين صداى رسا، آواى نازكى نيز گوش‏ها را نوازش مى‏دهد. اين صدا، نواى فرزندم حسين است كه به تازگى زبان گشوده. رسول‏خداصلى الله عليه وآله بار ديگر تكبير مى‏گويد و حسين‏عليه السلام آن را تكرار مى‏كند. و بدين گونه، پس از اداى هفت تكبير، حضرت محمدصلى الله عليه وآله نماز را بر پاى مى‏دارد و ادامه مى‏دهد.

     

    يك روز پيامبرخداصلى الله عليه وآله از خانه بيرون مى‏آيد و در كوچه با حسين‏عليه السلام رو به رو مى‏شود. او را مى‏بيند كه با كودكان سرگرم بازى است. آن بزرگوار، لحظه‏اى به تماشاى بچه‏ها و بازى شيرين آن‏ها مى‏نگرد، سپس چشم به حسين‏عليه السلام مى‏دوزد، آن‏گاه به سوى نوه‏اش مى‏رود تا او را در آغوش بگيرد، امّا وی جست و خيز كنان و خنده زنان، از اين طرف به آن طرف مى‏دود و رسول‏خداصلى الله عليه وآله را خندان و شادمان به دنبال خود مى‏كشد! سرانجام، پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله كودك را مى‏گيرد، او را با مهربانى به آغوش مى‏كشد، دستى به زير چانه‏اش مى‏نهد و دستى بر پشت گردنش مى‏گذارد. آن وقت، صورت حسين را بوسه باران مى‏كند!

                           بر گرفته از کتاب مرجان سرخ نوشته ی جواد نعیمی

        سلام بر پیامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم و سلام بر حسین شهید علیه السلام

 

خورشيد حرا/ سروده ی جواد نعیمی

 آن‌ خورشيد كه‌ از حرا برآمد

همه‌ي‌ تيرگي‌ها را بازشست‌

و سياهي‌ جهالت‌ را تاراند

و آن‌ هنگام‌ كه‌ از دامنه‌ي‌ كوه‌

به‌ پايين‌ آمد

دامن‌ نور و روشنايي‌ مهر را

به‌ پنجره‌ي‌ سينه‌ها سپرد

پس‌ آن‌ گاه‌

پرتو تابناكش‌

از دل‌ قرن‌ها گذشت‌

در ژرف‌ ناي‌ انديشه‌ها نشست‌

و چشم‌ جهان‌ را به‌ روي‌ حقيقت‌ گشود

اينك‌، آن‌ خورشيد تابان‌

پيوسته‌ در طلوع‌ است‌

و هيچش‌ غروب‌ نيست‌!

آن‌ رحمت‌ مضاعف‌ پروردگار ما

آن‌ نور تابناك‌

 جاودانه‌ مي‌ماند

تا نهال‌ مهر، هم‌ چنان‌ ببالد

و نور، مثل‌ باران‌

از آسمان‌ ببارد

و زمين‌،

به‌ نهايت‌ رشد و شكوفايي‌ خودش‌ برسد.


سلام

             اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ...

شجاع و امین

   محمد (ص) در مدرسه درس نخوانده بود و آن چه را ما دانش اکتسابی می خوانیم نداشت. این مسأله صحیح به نظر می رسد که محمد (ص) هرگز نوشتن نداشت ... امّا از اوان جوانی، او را به عنوان مردی فکور شناختند و معاشرینش آن حضرت را «امین» یعنی صاحب ایمان و امانت می خواندند.

   او مردی راستگو و وفادار در آن چه می کرد و می گفت و در آن چه می پنداشت ، بود. آن چه حضرتش می فرمود، دیگران چون ورق زر یاد داشت یم کردند. مردی بود که در سخنگویی خوددار بود و هنگامی که چیزی برای گفتن نداشت خاموش می ماند. در صورتی که در حین لزوم صحبت، مصرّ، عاقل، و راستگو بود و همیشه موضوع را با روشنی و وضوح بیان می فرمود ، این است یگانه طریقۀ صحبت کردن که لایق گفتن است. د رسراسر عمرش می بینیم که رفتاری بسیار محکم و برادرانه داشت. شجاع بود، خلقی صاف و بی آلایش و حقیقی، و در عین حال مهربان، صمیمی و دقیق داشت

                                                                                                       «توماس کارلایل»