خورشيد حرا/ سروده ی جواد نعیمی

 آن‌ خورشيد كه‌ از حرا برآمد

همه‌ي‌ تيرگي‌ها را بازشست‌

و سياهي‌ جهالت‌ را تاراند

و آن‌ هنگام‌ كه‌ از دامنه‌ي‌ كوه‌

به‌ پايين‌ آمد

دامن‌ نور و روشنايي‌ مهر را

به‌ پنجره‌ي‌ سينه‌ها سپرد

پس‌ آن‌ گاه‌

پرتو تابناكش‌

از دل‌ قرن‌ها گذشت‌

در ژرف‌ ناي‌ انديشه‌ها نشست‌

و چشم‌ جهان‌ را به‌ روي‌ حقيقت‌ گشود

اينك‌، آن‌ خورشيد تابان‌

پيوسته‌ در طلوع‌ است‌

و هيچش‌ غروب‌ نيست‌!

آن‌ رحمت‌ مضاعف‌ پروردگار ما

آن‌ نور تابناك‌

 جاودانه‌ مي‌ماند

تا نهال‌ مهر، هم‌ چنان‌ ببالد

و نور، مثل‌ باران‌

از آسمان‌ ببارد

و زمين‌،

به‌ نهايت‌ رشد و شكوفايي‌ خودش‌ برسد.


سلام

             اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ...

شجاع و امین

   محمد (ص) در مدرسه درس نخوانده بود و آن چه را ما دانش اکتسابی می خوانیم نداشت. این مسأله صحیح به نظر می رسد که محمد (ص) هرگز نوشتن نداشت ... امّا از اوان جوانی، او را به عنوان مردی فکور شناختند و معاشرینش آن حضرت را «امین» یعنی صاحب ایمان و امانت می خواندند.

   او مردی راستگو و وفادار در آن چه می کرد و می گفت و در آن چه می پنداشت ، بود. آن چه حضرتش می فرمود، دیگران چون ورق زر یاد داشت یم کردند. مردی بود که در سخنگویی خوددار بود و هنگامی که چیزی برای گفتن نداشت خاموش می ماند. در صورتی که در حین لزوم صحبت، مصرّ، عاقل، و راستگو بود و همیشه موضوع را با روشنی و وضوح بیان می فرمود ، این است یگانه طریقۀ صحبت کردن که لایق گفتن است. د رسراسر عمرش می بینیم که رفتاری بسیار محکم و برادرانه داشت. شجاع بود، خلقی صاف و بی آلایش و حقیقی، و در عین حال مهربان، صمیمی و دقیق داشت

                                                                                                       «توماس کارلایل»