يك روز، مردي به حضور آن بزرگوار آمد و پرسيد: «ايمان چيست؟» رسول خدا (ص) پاسخ داد: ايمان، آن است كه خداي يكتا را بپرستي و به او شرك نورزي. نماز را به پاي داري، زكات بپردازي و در ماه رمضان روزه بگيري» مرد پرسيد: «احسان چيست؟» فرمود: «خدا را چنان بپرستي كه گويا او را مي بيني و يقين بداني كه اگر تو نمي تواني او را ببيني، او تو را مي بيند.» مرد، بار ديگر پرسيد: « قيامت چه زماني برپا مي شود؟» فرمود: «فقط خدا مي‌داند و بس!»

ناگهان آن مرد، ناپديد شد و مردم هرچه نگاه گردند، او را نديدند. پيامبر (ص) فرمود: « او جبرييل بود. آمده بود تا پاره اي از دانش هاي ديني را به مردمان بياموزد. »

                               نوشته ي عبدالحميد جودة السحار، ترجمه ي جواد نعيمي