آيينه ي جمال
روي مه آيينه ي جمال محمد
طلعت خورشيد ، پايمال محمد
سايه ندارد كه آفتاب فلك نيز
آمده در سايه ي ظلال محمد
خضر كه خورد آب زندگي و بقا يافت
جرعه كشي بود از جمال محمد
موسي نعلين كند در شب ميقات
تا كه بگيرد به كف نعال محمد
نعمت دنيا نه ، بلكه جنت ماوي
لقمه اي از سفره ي نوال محمد
آتش طور و درخت نور ، نبد جز
لمعه اي از جلوه ي جلال محمد
حاج ميرزا حبيب خراساني
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 0:1 توسط جواد نعیمی
|