سفارش درباره ي حیوانات
رسول خدا(ص) به بوستان مردی از انصار وارد شد. در آن بوستان شتری بود که به مجرد دیدن پیامبر(ص) ناله کرد و دیدگانش پر اشک شد. پیامبر(ص) به نزدیک آن شتر رفت و دست بر سرو گوش هایش کشید تا شتر آرام گرفت پس آن گاه پرسید: «صاحب این شتر کیست؟» جوانی از انصار گفت: «این شتر از من است یا رسول الله» پیامبر فرمود: «آیا از خدا نمی ترسی درباره ي این حیوان که خداوند او را در حوزه ي مالکیت تو قرار داده؟ او هم اکنون نزد من شکایت آورد که تو او را گرسنه نگه می داری و آزارش می دهی!»
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۸۵ ساعت 5:35 توسط جواد نعیمی
|