عاشقانه ترین ماجرا
نوبت درست، لحظه ی آخر به ما رسید
انسان به عاشقانه ترین ماجرا رسید
حوا د رنگ کرد، زمین سیب سرخ شد
آدم سکوت کرد ، قیامت فرا رسید
کشتی شکستگان و رسولان نا امید
در انتظار معجزه بودند ، تا رسید
از دشت ها تلاوت باران شروع شد
از کوه ها به گوش بیابان، صدا رسید
تاریخ ایستاد ، جهان مکث کرد و بعد
فواره ای بلند شد و تا خدا رسید
پیغمبری به رنگ گل سرخ ، باز شد
عطر تنش ، به دورترین روستا رسید
عبدالجبّار کاکایی
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 1:0 توسط جواد نعیمی
|