از زمانى كه پيامبر اسلام (ص) با دعوتى همگانى، تمامى مردم را به اسلام فراخوانده بود، گروه گروه به او گرويده بودند و اين، خشم كافران را برانگيخته بود. به همين جهت، دشمنان تا جايى كه مى‏توانستند پيامبر و ياران او را مى‏آزردند و شكنجه مى‏كردند. امّا رسول خدا و يارانش تا پاى جان مى‏ايستادند و از آيين حق دفاع مى‏كردند. خديجه هم در همه‏ى اين مراحل، در كنار شوهر و يار و همراه و غمخوارش بود.

 هرگاه كه اسلام و مسلمانان نياز مالى پيدا مى‏كردند، ثروت انبوه خديجه و پشتيبانى صادقانه‏ى او از رسول  خدا(ص) به حلّ مشكلات كمك مى‏كرد.

 تبسّم زيباى خديجه نيز همراه با صبورى و عاطفه و احساس وايمان و اخلاصش، كوله بار غم هاى پيامبر را سبك مى‏كرد.

 هنگامى هم كه مسلمانان مجبور شدند از شرّ دشمنان، به درّه‏اى در ميان كوه هاى مکه پناه ببرند، بخشى از سرمايه و ثروت خديجه صرف آذوقه‏رسانى به مسلمانان شد و قلب پيامبر را شادمان ساخت. در واقع، دارايى اين بانوى بزرگوار، مسلمانان را از محاصره‏ى اقتصادىِ دشمنان رهايى بخشيد. شايد، پيامبر(ص) بارها سخنانى از اين دست را از خديجه شنيده بود:

 - نگرانى موردى ندارد. من تا پاى جان از حمايت تو دست نخواهم كشيد.

 - تا خديجه زنده است، از پشتيبانى تو دريغ نخواهد ورزيد.

 - خداوند خودش ياور تو خواهد بود و من نيز همواره در كنار تو هستم.

 - در راه تو و آيينت، هرگونه رنج و سختى را به جان مى‏پذيرم.

 همه‏ى اين خوبي ها، سبب شد كه خديجه به مقامى والا و ارزشمند دست يابد؛ به گونه‏اى كه يك بار پيامبر(ص) به او فرمود:

 - جبرييل، از سوى خداوند؛ تو را سلام مى‏رساند.

 و خديجه بى‏درنگ پاسخ داد:

 - خداوند خودش سلام است. سلام از اوست. بر تو و بر جبرييل سلام باد!