محرم ماه حماسه و عشق و ایمان
مسلمانان براى اداى نماز جماعت به امامت پيامبرخداصلى الله عليه وآله صف كشيدهاند. حسينِ(ع) هم در كنار پدربزرگ خويش ايستاده است. همه آمادهاند تا با گفتن تكبيرةالاحرام، شوقِ پرواز تا بارگاه بىنياز را عملاً نشان دهند. سكوتى معنوى، همه جا را در بر گرفته. نمازگزاران سرا پا گوش هستند تا صداى تكبير را از زبان رسولخداصلى الله عليه وآله بشنوند.
« اللَّه اكبر». اين نغمهى زيبايى است كه طنين آن از دهان مبارك پيامبرصلى الله عليه وآله در گوشها مىپيچد و فضا را عطرآگين مىسازد. به دنبال اين صداى رسا، آواى نازكى نيز گوشها را نوازش مىدهد. اين صدا، نواى فرزندم حسين است كه به تازگى زبان گشوده. رسولخداصلى الله عليه وآله بار ديگر تكبير مىگويد و حسينعليه السلام آن را تكرار مىكند. و بدين گونه، پس از اداى هفت تكبير، حضرت محمدصلى الله عليه وآله نماز را بر پاى مىدارد و ادامه مىدهد.
يك روز پيامبرخداصلى الله عليه وآله از خانه بيرون مىآيد و در كوچه با حسينعليه السلام رو به رو مىشود. او را مىبيند كه با كودكان سرگرم بازى است. آن بزرگوار، لحظهاى به تماشاى بچهها و بازى شيرين آنها مىنگرد، سپس چشم به حسينعليه السلام مىدوزد، آنگاه به سوى نوهاش مىرود تا او را در آغوش بگيرد، امّا وی جست و خيز كنان و خنده زنان، از اين طرف به آن طرف مىدود و رسولخداصلى الله عليه وآله را خندان و شادمان به دنبال خود مىكشد! سرانجام، پيامبراكرمصلى الله عليه وآله كودك را مىگيرد، او را با مهربانى به آغوش مىكشد، دستى به زير چانهاش مىنهد و دستى بر پشت گردنش مىگذارد. آن وقت، صورت حسين را بوسه باران مىكند!
بر گرفته از کتاب مرجان سرخ نوشته ی جواد نعیمی
سلام بر پیامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم و سلام بر حسین شهید علیه السلام